السيد الطباطبائي
162
سنن النبى ( ص ) ( بوستان كتاب ) ( فارسى )
را بشويد ، با آن حال نماز مىخواند ، ولى چون شير ميل مىفرمود ، پيش از آنكه دست خود را بشويد و مضمضه كند ، نماز نمىخواند » . « 1 » 286 . شيخ طوسى در همان كتاب با ذكر سند از ابن سنان روايت كرده كه گفت : « به حضرت عرض كردم : ما مؤذنى داريم كه صبح نشده ، اذان مىگويد . فرمود : اگرچه صبح نشده ، اذان گفتن به نفع همسايگان است ، چون براى نماز شب خواندن بيدار مىشوند ، و ليكن سنت اين است كه هنگام « طلوع فجر » اذان گفته شود . بعد فرمود : ميان اذان و اقامه ، تنها همان دو ركعت نافلهء فجر فاصله مىشود » . « 2 » 287 . كلينى در كافى با ذكر سند از امام صادق عليه السلام در حديثى روايت كرده كه فرمود : « چون وقت نماز داخل مىشد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله به بلال مىفرمود : بالاى ديوار برو و با صداى بلند اذان بگو . « 3 » شيخ طوسى نيز همين حديث را روايت كرده است . 288 . صدوق در فقيه با سند خود از زراره ، از امام باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله روزى براى نماز از خانه بيرون آمد ، در حالى كه حسين عليه السلام را به دوش خود گرفته و به مسجد آورد و در كنار خود نشانيد و مردم نيز پشت سر آن حضرت براى نماز جماعت صف كشيدند . حسين عليه السلام دير به سخن آمده بود به طورى كه مىترسيدند زبان باز نكند ؛ چون رسول خدا صلى الله عليه و آله تكبير نماز را گفت ، حسين عليه السلام با آن حضرت تكبير گفت . رسول خدا صلى الله عليه و آله وقتى تكبير فرزندش را شنيد ، دوباره تكبير گفت . باز حسين عليه السلام با آن حضرت همراهى كرد . تا آنكه رسول خدا صلى الله عليه و آله هفت بار تكبير گفت و حسين عليه السلام نيز تكبير گفت . به اين سبب هفت بار تكبير گفتن در ابتداى نماز سنت گرديد . « 4 »
--> ( 1 ) . التهذيب ؛ ج 1 ، ص 350 و الاستبصار ، ج 1 ، ص 96 ( 2 ) . التهذيب ، ج 2 ، ص 53 ( 3 ) . الكافى ، ج 3 ، ص 307 و رواه الشيخ في التهذيب ، ج 2 ، ص 58 و المحاسن ، ص 38 ( 4 ) . الفقيه ، ص 83 ؛ و فى علل الشرائع ، ج 2 ، ص 21 بسندين و في التهذيب ، ج 3 ، ص 67 و فلاح السائل ، ص 131 و في المناقب ، ج 4 ، ص 73 عن حفص بن غياث و في كتاب درست ابن ابى منصور عن عمر بن يزيد عن ابي عبد اللَّه عليه السلام ، ص 158